فلسفی (دومیش)
کوچه ها را بلد شدم، خیابان ها را، مغازه ها را، رنگ های چراغ خطر را، جدول
ضرب را و دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمی شوم. اما هنوز گاهی میان آدم ها
گم می شوم. آدم ها را بلد نیستم...
.
.
.
بی خیال عطرهای گران قیمت! آدم ها باید مثل تو بوی معرفت بدهند
.
.
.
رها کردن کسی که برای شما ساخته نشده یعنی رسیدن به این درک که
برخی آدم ها بخشی از سرگذشتتان هستند نه بخشی از سرنوشتتان
.
.
.
سینه ام یک دفتر تا خورده است،
واژه هایش خیس و سرد و مرده است،
من نمی گویم ولى انصاف نیست،
دوریت گویى دلم را برده است
.
.
.
ما انسان ها مثل مداد رنگی هستیم. شاید رنگ مورد علاقه یکدیگر نباشیم، ولی روزی برای کامل کردن نقاشیمان دنبال هم خواهیم گشت.
.
.
.
برای شناخت آدما فقط کافیه یک بار بر خلاف میلشون عمل کنی.
.
.
.
تکیه کن... اما به شانه هایی که اگر خوابت برد سرت را زمین نگذارد.
.
.
.
بغض هایم را به آسمان سپردم... خدا به خیر کند باران امشب را...
.
.
.
آهای مرغ عشق! فخر نفروش. معشوق تو هم به لطف قفس وفادار مانده.
.
.
.
قلمی خواهم ساخت از نی باغ بهشت،
جوهر از شیشه ذات، کاغذ از صفحه دل،
نور از شمع حیات، تا نویسم همه جا:
من به یادت هستم تا که دنیا دنیاست...
.
.
.
نمازت را شکسته بخوان، مدتهاست مسافر خواب های من شده ای
.
.
.
خواستم چشمانت را از پشت بگیرم، دیدم طاقت شنیدن اسم هایی که می گویی را ندارم
.
.
.
چه کلمه مظلومی است "قسمت"، تمام تقصیرهای ما را به عهده می گیرد
.
.
.
بی خیال عطرهای گران قیمت! آدم ها باید مثل تو بوی معرفت بدهند
.
.
.
رها کردن کسی که برای شما ساخته نشده یعنی رسیدن به این درک که
برخی آدم ها بخشی از سرگذشتتان هستند نه بخشی از سرنوشتتان
.
.
.
سینه ام یک دفتر تا خورده است،
واژه هایش خیس و سرد و مرده است،
من نمی گویم ولى انصاف نیست،
دوریت گویى دلم را برده است
.
.
.
ما انسان ها مثل مداد رنگی هستیم. شاید رنگ مورد علاقه یکدیگر نباشیم، ولی روزی برای کامل کردن نقاشیمان دنبال هم خواهیم گشت.
.
.
.
برای شناخت آدما فقط کافیه یک بار بر خلاف میلشون عمل کنی.
.
.
.
تکیه کن... اما به شانه هایی که اگر خوابت برد سرت را زمین نگذارد.
.
.
.
بغض هایم را به آسمان سپردم... خدا به خیر کند باران امشب را...
.
.
.
آهای مرغ عشق! فخر نفروش. معشوق تو هم به لطف قفس وفادار مانده.
.
.
.
قلمی خواهم ساخت از نی باغ بهشت،
جوهر از شیشه ذات، کاغذ از صفحه دل،
نور از شمع حیات، تا نویسم همه جا:
من به یادت هستم تا که دنیا دنیاست...
.
.
.
نمازت را شکسته بخوان، مدتهاست مسافر خواب های من شده ای
.
.
.
خواستم چشمانت را از پشت بگیرم، دیدم طاقت شنیدن اسم هایی که می گویی را ندارم
.
.
.
چه کلمه مظلومی است "قسمت"، تمام تقصیرهای ما را به عهده می گیرد
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 23:3 توسط کوچه گرد
|
هزاران اس ام اس و آف لاین و جوک و سرگرمی های جالب را در کو چه گرد ببینید و همیشه با من باشید.