سلام به همه

همه می دونین که من اهل سیاست و این چیزها نیستم و تا حالا هم چیزی از سیاست و مسائل متفرقه ننوشتم.

دیشب که داشتم مطالبم رو جمع و جور می کردم اخبار با جنایت های اسرائیل شروع شد."تاسیسات لبنان بمباران شد،چندین پل خراب شد،جنگنده های اسرائیل یک آمبولانس را هدف قرار دادند که یک امدادگر جان باخت،خانواده ای کشته شدند، ارتباط لبنان با خارج قطع شد و......."

آخه تا کی باید چنین خبرهایی رو بشنویم.امدادگر یا یه بچه چه گناهی کرده چرا اونا باید چوب حماقت یکی دیگه رو بخورن ،تا کی همه می خوان سکوت کنن اونا هم آدمن می خوان زندگی کنن.امیدوارم سرت درد نگرفته باشه اول نمی خواستم اینا رو بنویسم ولی گفتم اگه من ننویسم پس کی بنویسه« کشتار هر کس از هر نژاد و گروهی باهر دین و مذهبی ممنوع»

جکهای امروز رو بخونین ولی بازم به یاد بی گناه ها باشید

 

علی دایی ممکن است روزی از تیم ملی...........؟

      1.: پول بیشتری بخواهد

      2. این همه بار را برداره ببره یه جای دیگه

      3. بخواهد که بیشتر به عنوان تماشاچی در زمین حضور داشته باشد

      4. هر سه مورد

 

بعد از بازی ایران و آنگولا خبرگزاریهای جهان اعلام کردند:

      سهراب و رستم به داد ایران رسیدند!!

 

شوت های میرزا پور مانند...........؟

      الف: مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی

      ب: مگر میرزا پور شوت هم بلده

      ج: گزینه الف

      د: گزینه ج

 

مي دوني فرق علي دايي با چوب بستني چيه؟ ...........................زياد به

      مخت فشار نيار هيچ فرقي ندارن

 

.علي دايي به احتمال زياد در بازي فردا مقابل ژاپن به بازي خواهد رفت. او که

      خود را براي بازي روز 5 مرداد 1425 آماده مي‌کند، گفت: به لطف خدا و دعاي خير

      مردم مصدوميتم چندان مهم نيست و با عصاي هميشگي در زمين حضور خواهم يافت و در

      پست تخصصي‌ام به مانند سنوات نزديک به صورت تک مهاجم بازي مي‌کنم و عصا را هم

      براي مصدوميت مي‌برم، نه براي کهولت سن. وي اضافه کرد، عواملي مانند تغذيه و

      ... در آمادگي وي بسيار موثر است.

 

      2. فيفا فاش کرد که راز خداحافظي نكردن دايي را کشف کرده است. سخنگوي فيفا

      گفت: ما هر چه ديديم کدام افتخار است که دايي آن را به دست نياورده و به

      بهانه آن خداحافظي نمي‌کند، نتوانستيم چيزي بفهميم تا آن که نوه آلکس فرگوسن

      گفت: در ديدار فينال ليگ قهرمانان 1999 علي دايي در دقايق آخر نتوانست همراه

      بايرن مونيخ قهرمان شود و پدر بزرگم همراه منچستر قهرمان شد. به دنبال اين

      کشف، فيفا قول داد، کاپ ليگ قهرمانان را به دايي بدهد تا وي خداحافظي کند.

      فيفا مدعي شد که مي‌خواهد در تاريخ دست برده و نام علي دايي را در ليست تيم

      منچستر 1999 قرار دهد و يا بايرن را قهرمان 1999 اعلام کند.

 

. فرزند کليزمن که اکنون در تيم ملي آلمان بازي مي‌کند، در ديدار تدارکاتي

      چند شب پيش ايران مقابل آلمان به هنگام دست دادن با علي دايي در ابتداي بازي

      گفت: چهره شما براي من آشناست و گمان مي‌کنم، شما را هنگام تماشاي بازي ايران

      ـ آلمان 1998 که پدرم گل زد و از تور دروازه شما خوشش آمده بود و مي‌خواست آن

      را ببرد، شما را پشت سر او ديدم، اما علي دايي (اين بار زودتر از آصفي) همه

      چيز را تکذيب کرد و گفت: من تازه از تيم ملي اميد آمدم و در آن زمان جاي

      ديگري بازي مي‌کردم.

 

علي دايي اظهار اميدواري کرد که در بازي مقابل لائوس، مثل ادوار گذشته،

      بتواند پنج تا شش بار هت تريک کند.

      گفتني است، فدراسيون فوتبال ايران از فدراسيون فوتبال آسيا خواسته بود تا

      ايران را با لائوس هم‌گروه کند تا بلکه دايي پس از ده سال پايش به گل باز شود

      تا نوار موفقيت‌هايش پاره نشود. هم‌اکنون دايي با 2195 گل ملي در صدر گلزنان

      تاريخ فوتبال دنياست و فرانس پوشکاش، با بيش از 2000 گل اختلاف در رتبه دوم

      است، اما دايي هنوز موفق نشده در جام جهاني گل بزند.

      وي ادامه داد: شايد اگر در جام جهاني اخير، هت تريک کند، حاضر شود موضوع

      خداحافظي خود را کمي جلو بيندازد. وي همچنين گفت: من تا آخر عمر مديون

      لائوسي‌ها هستم.

 

 

 

يارو داشته توي خيابان راه ميرفته كه يكي از راه ميرسه

محكم ميزنه توي گوشش

يارو بر ميگرده به طرف ميگه شوخي بود يا جدي؟

طرف جواب ميده خيلي هم جدي بود

يارو ميگه خوب شد چون من اصلا با كسي شوخي ندارم

 

 

غضنفر نصف شب توي خيابون رانندگي مي كرد كه يك دفعه ترمز نميگيره از اون طرف يك كاميون مي اومد غضنفر به بقل دستي اش كه خواب بود گفت : اصغر بلند شو اين تصادف رو ببين

 

به غضنفر مي گن خسته نباشي ميگه:حالا اگه باشم ميخاي چه غلطي كني

 

غضنفر رو واسه 15 سال ميندازن زندان ميگن ميگن تو اين 15 سال يه چيزي بخواه واست بياريم ميگه سيگار بعد 15 سال در رو وا ميكنن ميبينن غضنفر يه سيگار دستشه ميكه كبريت دارين

 

 

يكروز غضنفر داشت با اتوبوس ميرفت مسافرت شب تو اتوبوس رفت يه چيزي رو گذاشت تو گوش راننده برگشت راننده رنگش پريدبعد از چند لحظه باز هم رفت پيش راننده بعد از چند لحظه راننده با عصبانيت زد بغل همه گفتند چي شده رانده گفت بابا يكسره به من ميگه چپش كن تا  بخنديم

 

 

غضنفر ميره ماه عسل برميگرده زنش بهش ميگه چرا منو نبردي ميگه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم

 

روزي بود روزگاري نداشت جنگلي بود كه درخت نداشت در اين جنگل شكارچي بود كه تفنگ نداشت روزي اين شكارچي باتفنگي كه فشنگ نداشت اهويي شكار كرد كه سر نداشت وانرا در كيسه اي انداخت كه ته نداشت اين شعر شاعري داشت كه اسم نداشت درسته سروته نداشت اما ارزش سر كار گذاشتن روداشت

 

يه روز غضنفر سوار يه اتوبوس 2 طبقه ميشه ميره داخل اتوبوس طبقه اول جا نيست ميره طبقه بالا و ميشينه اتوبوس ميره و يه هو خودشو پرت ميكنه پايين تو خیابان ازش میپرسند ؟ چرا خودتو پرت كردي

ميگه اتوبوس راننده نداشت

  

 

غضنفر از تهران بر ميگرده پيش همشهرياش ميگه: رفته بودم تهران منو خيلي تحويل گرفتند. همه دورم جمع شده بودند و ميخنديدند. تازه اين که چيزي نيست اسم يه گل هم روم گذاشته بودند. همشرياش ميگن چه گلي؟ ميگه اسگل!!!

 

به غضنفر میگن روزی چند ساعت کار میکنی ؟ میگه 25 ساعت . میگن مگه میشه ؟ میگه صبح ها یک ساعت زودتر بلند می شم.

غضنفر تو سينما وسط نشسته بوده ، دست ميكنه تو دماغش و حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه ميتونسته بلند بشه

 به بغل دستيش ميگه :  آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار

به غضنفر میگن شما ایمیل دارید؟میگه نه خیلی ممنون الان ناهار خوردم!