اس ام اس وآف
هفت گزارش جاهلانه از خاك ايران 
اشاره:
يادآوريِ اين گزارشها كه حتماً اكثرمان شنيده و در منابع مختلف خبري ديدهايم هيچ ارتباطي به مذهب يا سياست ندارد بلكه نمونههايي است از جهل و خرافهي مردماني كه موجب آلودگي دين و سياست و از همه مهمتر اميد مردم (هر چه باشد) ميشوند و تنها نمونههاي اندكي از اين نوع هستند كه در مدتهاي اخير در رسانهها بازتاب يافتهاند. به هر صورت هر آيين و مسلك و مكتبي در نوع خود مشروط بر اين كه موجب آزار ديگر انسانها نباشد شريف و قابل احترام است و هر كس ميتواند برداشت خاص خود را از آن بنمايد اما قصد اينجا علاوه بر نقد جهل و خرافه نشان دادن انحراف خبري در رسانههاي ماست. رسانههايي كه به جاي «مهندسي افكار عمومي» به تخريب و خرافهنگري آنها دامن ميزنند. از اين ميان دو قضيه «مسخ دختر هلندي» و «ورود سگ به حرم امام رضا» بيش از همه مورد توجه اين رسانه قرار گرفته و بعضاً به تبليغ و ستايش و اشاعهي آن پرداختهاند. البته برخي رسانههايي مانند سايت بازتاب واكنشهاي سريع و خوبي نسبت به قضايا داشتهاند. اما متاسفانه اهل خرافه و تعصب هنگام اختراع اين گونه موضوعات چنان هالهاي از تقدس و حرمت دروغين به دور موضوع ميكشند كه كمتر كسي جرات ميكند به نقد آن بپردازد.
1. مسخ دختر هلندي به دليل توهين به قرآن
مدتي پيش خبرگزاري آفتاب خبري را با اين عكس منتشر كرد كه بلافاصله در سايتهاي اينترنتي متعددي منتشر شد و واكنشهاي مختلفي در پي داشت. خبر اين بود كه:
«دختر جواني در هلند در زمان تلاوت قرآن توسط مادرش با صداي بلند به موسيقي گوش ميکرد. هنگامي که با اعتراض مادرش مبني بر کم کردن صداي موسيقي مواجه ميشود به او و کتاب قرآن اهانت ميکند.
اين دختر هنگامي که ميبيند با وجود مخالفت او باز مادرش به خواندن قرآن با صداي بلند ادامه ميدهد، قرآن را به زور از دست مادرش ميگيرد و آنرا پاره ميکند که در همان حال دختر جوان آتش گرفته و ميسوزد. مادر دختر براي خاموش کردن دخترش بر روي او پتو مياندازد و بعد از اينکه پتو را از روي او بر ميدارد ميبيند که دختر او تغيير چهره داده و به صورت عکسي که ميبينيد در آمده است».
مدتي بعد مشخص ميشود كه اين خبر از اساس ساختگي بوده است. عكس مربوط به مجسمهاي ساخته پاتريشيا پيچينيني است كه از سيليكون و كائوچو ساخته شده و طرحي در مورد مهندسي ژنتيك مربوط به تكامل حيوانات است و هيچ ارتباطي با موضوعات مذهبي ندارد!
2. ورود سگ به حرم امام رضا
قضيه ورود سگي گريان(!) به حرم امام رضا در مشهد كه در روزهاي اخير عكسالعملهاي بسياري برانگيخت از آن موضوعات جالب توجه است. بعد از خبر ورود سگي به حرم و عارض شدن در آنجا فيلم و خبر و كپي گزارش آن دست به دست ميگشت و به فروش ميرسيد و مطبوعات نيز با كشيدن هالهاي از تقدس دور اين موضوع امكان هر گونه تشكيك يا نقد موضوع را از همه گرفتند. سايت اينترنتي انتخاب نيز با آب و تاب و قطعاتي از فيلم ويديويي سگ مذكور به اين قضيه بيشتر دامن ميزد. سرانجام روزنامه جمهوري اسلامي بعد از چند روز واكنش نشان داد و نوشت:
«توطئه وارد ساختن يك سگ به حرم مقدس حضرت امام رضا(ع) و مطرح كردن خبر آن در پايگاههاي اطلاعرساني كه طي دو هفته اخير شايعات زيادي را بر سر زبانها به جريان انداخت، با كشف يك باند سودجو و دستگيري عوامل اين باند، خنثي شد.
اعضاي اين باند، يك شياد و دو نفر از خادمان حرم بودند كه با همدستي همديگر توانستند يك سگ را از قسمت مربوط به بانوان وارد حرم نمايند و تا نزديكي ضريح مطهر ببرند و با فيلمبرداري و انتشار خبر آن و تهيه سي دي اقدام به سودجويي نمايند».
گويا هنوز نقش خرافه (و نه سنت) در عصر گذار به مدرنيت بر جامعهي ما ماندگار و حتي قويتر و تاثيرگذارتر از سنت و مدرنيته است.
* لجاجت نابخردانه سايت انتخاب در اين مورد!
* و سرانجام تكذيب آستان قدس رضوي
3. چاه عريضه و شيشه مقدس مسجد جمكران
دو سال پيش در محراب مسجد جمكران شيشهاي نصب شد و چند لامپ سبز رنگ نيز به آن آويزان شد. كمكم اين قسمت از مسجد به شكل يك جاذبهي سياحتي زيارتي(!) درآمد و به تدريج براي آن داستانها و افسانههاي شاخداري هم ساختند. زوار در پشت شيشه صف کشيده و آن محل را زيارت ميکردند. تا جايي كه آيتالله مکارم شيرازي در اعتراض به اين عمل گفت: «اخيراْ در محراب مسجد جمکران يک تشکيلات شيشهاى سبزرنگ و چراغ درست کردهاند که کمکم به صورت امامزادهاى درآمده است. مردم براى بوسيدن اين شيشه صف ميکشند، کساني هم هنگام دور شدن عقب عقب ميروند مثل کارى که در حرم امامان و امامزادهها ميکنند. بعضيها هم فاتحه ميخوانند، عدهاى تعظيم ميکنند، بعضي از عوام هم ميگويند اينجا قبر حضرت وليعصر(عج) است. حتما چند سال ديگر هم فردى پيدا ميشود و کتابي مينويسد که 70 نفر از اوتاد در اينجا دفن شدهاند. هرکس مرتکب اين کار شده اشتباه کرده است، اين ضربهاى به مسجد جمکران است».
پس از اين اعتراض، بلافاصله اين تشکيلات معجزهآسا و امامزادهي جديدالاحداث از محل محراب جمعآوري شد و البته آب از آب هم تكان نخورد! اما ذهن خرافهساز مؤمنين قلابي و دكانداران دين هم بيكار نماند و محلي را به نام «چاه عريضه» اختراع كردند و اظهار داشتند كه مردم ميتوانند از طريق انداختن عريضه و دعاهاي خود در اين چاه از امام زمان بخواهند كه زودتر ظهور نمايد. و البته اين مدت نيز نه تنها عوام كه خواص بسياري هم به اين چاه پناه آوردهاند و عريضه و دستورالعمل و بخشنامه و پيشنهاد انتصابات خود را داخل آن چاه ميريزند!
سران انجمن حجتيه نيز اخيراً در جزواتي پيشنهاد روز مخصوصي براي تحريك امام زمان به فرج را در جزوهاي دادهاند كه هزاران نسخه از آن تكثير شده است. در اين جزوه آمده است:
«يك روز خاص به عنوان انقلاب و اجتماع قلوب و دعاي كل مردم ايران و ساير شيعيان در كشورهاي مختلف تعيين و به طوري كه تمام مردم جهان متوجه آن شوند، تبليغ شود. سوگند به خدايي كه جان ما در اختيار اوست، اگر اين روز مشخص شود و تمامي منتظران و شيعيان در اماكن مقدس جمع شوند و فرج را طلب نمايند و اگر اين روز معين، روز جمعهاي باشد، يقينا مولايمان روز شنبه (فردايش) ظهور خواهند فرمود». همچنين در اين جزوه آمده:«دعا جهت تعجيل در فرج، مثل نمازهاي واجب روزانه بر هر زن و مرد مسلمان و مؤمن واجب است و ترك آن مثل ترك نمازهاي واجب، گناه كبيره و موجب كفر است».
مرز باريك ميان جهل و ايمان در چنين اقداماتي به خوبي مشخص ميشود و اين سوال كه كه اصلاً خداوند يا ائمه چه نيازي دارند تا از اين راههاي پست، وجود خود را اثبات كنند؟
4. گوسفند مقدس شيبان
در ماه محرم سال گذشته در شهر كوچك شيبان نزديك اهواز گوسفندي پيدا ميشود كه ميگويند روي شاخ سمت چپ او شمشير امام علي نقش بسته است. بلافاصله اين موضوع دهان به دهان گشته و به يك افسانهي مذهبي در منطقه مبدل شده و كمكم به رسانههاي سراسري نيز كشيده مي شود. مردم دسته دسته براي تماشاي گوسفند مقدس به سمت شيبان هجوم ميبرند و به تدريج شايعات عجيب و قويتري در مورد اين گوسفند زبان بسته و از همهجا بيخبر پديد آمد مثلاً اين كه هيچ چاقوي گلويي او را نميبرد و با بعضي از خواص به طور خصوصي صحبت ميكند و احتمالاً پشكل و ادرارش هم شفاست!
از اين قضيه مدتها گذشت و ظاهراً تقدس گوسفند هم كمرنگتر شد. برخي آن را شايعهاي ساختهي صاحب گوسفند ميدانند كه به هر صورت درآمد خوبي از طريق نذورات مردم خرافي به پاي اين «گوسالهي سامري» به جيب زد.
5. ديگ سمنوي مقدس در قم
سال گذشته نيز خبر ميدهند در ديگي كه در روستاي ونارج نزديك قم در آن سمنو ميپختهاند جاي پايي ظاهر شده كه احتمالاً جاي پاي يكي از ائمه است! اين خبر نيز مانند هر خبر خرافهآميز ديگر به سرعت منتشر شده و دسته دسته مردم عقل باخته براي تماشاي ديگ سمنوي مقدس به روستاي ونارج قم ميروند و حتي هيأتهاي مذهبي در كنار آن به اجراي مراسم پرداختند و مبلغ هنگفتي براي ساخت جايگاهي ويژه براي آن جمع آوري ميشود! بازتاب مينويسد:
«مردم روستا كه به طور معمول در اين ديگ سمنو ميپختهاند، پس از آنكه بار آخر در آن سمنو پخته شده بود و مشغول شستشوي آن بودهاند، اين اثر پا را در كف آن ديدهاند. ناظراني كه موفق به ديدن اين ديگ شدهاند، ميگويند كه از يك زاويه، اثر مزبور شبيه كف پاست، اما از زاويه ديگر، به نظر ميرسد اثري است كه به دليل ساييده شدن ديگ پديد آمده است. اين گزارش ميافزايد، به تازگي مردم از روستاهاي اطراف براي ديدن ديگ سمنو هجوم آوردهاند و تاكنون نزديك به يك ميليون تومان براي ساختن جايگاهي براي آن جمعآوري شده است. روزانه تعداد زيادي افراد به بازديد از آن ميپردازند و حتي شنيده شده است كه برخي از هيأتهاي مذهبي هم در كنار آن به دعاخواني پرداختند. با توجه به اين كه اين قبيل حوادث، به طور معمول بر اثر تصورات بيپايه در نقاط مختلف روستايي در ايران پديد ميآيد، لازم است تا مراجع ذيربط به آنها رسيدگي كرده و پيش از آنكه فاجعهاي پيش آيد مسأله را مورد رسيدگي قرار دهند».
6. زن ببرنماي قم

دو سال پيش يك عكس تبليغاتي از چهرهي زني با صورت ببر كه توسط فتوشاپ ساخته شده، متعلق به يك موسسه تبليغاتي در كرمانشاه در يكي از مطبوعات محلي چاپ ميشود. بعد از مدتي اين عكس در قم كپي و تكثير شده و شايعهاي پديد ميآيد كه زني به مقدسات اهانت نموده و به اين صورت درآمده و او را دستگير كردهاند. قدرت تهييج و تحريك اين شايعه چنان است كه به زودي مردم به سمت پاسگاه شيخآباد در منطقه نيروگاه قم هجوم ميبرند و از عوامل انتظامي ميخواهند تا زني كه ادعا ميشود به خاطر پاره كردن قرآن كريم و ريختن آن در زبالهداني و تبديل شدنش به صورت ببري كه نيمي از صورتش به شكل انسان است و مانند ببرها دم و سبيل دارد، را به آنها نشان دهند! شايعه ميشود كه قرار است زن ببرنما را روز جمعه اعدام كنند. با فرا رسيدن بعداز ظهر روز جمعه و نزديك شدن به ساعات اعدام زن ببرنما مردم اين منطقه گروه گروه در ميدان نبوت تجمع ميكنند و از آنجايي كه يك جرثقيل هم بر حسب تصادف در همان محل پارك بوده مردم گمان ميكنند كه احتمالاً با همين جرثقيل ميخواهند زن را اعدام كنند و در واقع وجود اين جرثقيل هم بر اطمينان بيشتر مردم نسبت به اين مسأله ميافزايد وشايعه را باورپذيرتر ميكند. اين قضيه به تدريج به صورت يك شورش همگاني درميآيد و با شكستن شيشه بانكها منطقه به آشوب كشيده ميشود و تعداد زيادي نيز دستگير ميشوند.
چند روز بعد حقيقت ماجرا به اطلاع ميرسد. لبخند تمسخري و ديگر هيچ.
7. دستخط امام زمان
مدتي پيش تصوير اسكن شدهاي از نامهاي منسوب به امام زمان در تهران و مسجد جمكران توزيع شد و در نشريهي خورشيد نيز به چاپ رسيد و به تعداد زياد در محافل مذهبي تكثير و در سايتهاي اينترنتي نيز منتشرشد كه در آن اشاره شده اين دستخط امام زمان است و خادم مسجد آن را پيدا كرده است. خادم مسجد نوشته:
« در تاريخ 12 محرم 1404 هجري قمري صندوق موقوفه مسجد را که نذورات و کمک هاي مردمي در آن جمع و صرف اطعام به نام حضرت اباالفضل عليه السلام و عاشورا و مناسبتهاي ديگر ديني مي شود، باز کردم و مشاهده نمودم به همراه پولهاي درون صندوق نامهاي در آن انداخته شده که روي آن دو عدد شکلات تقريبا بزرگ قرار دارد در حالي که همه ميدانيم اين شکلات ها هر قدر کوچک باشند ممکن نيست از روزنه باريک صندوق به درون آن وارد شده باشند».
اين كه چرا امام زمان ناگزير شدهاند وجود خود را با انداختن دو شكلات در صندوق مسجدي اثبات كنند مشخص نيست. اما مشخصتر اين است كه به مصداق هر چه دروغ بزرگتر باورش آسانتر: «هر چه دروغ عوامانهتر، عوامپذيرتر خواهد بود»!
تتمه:

تاكسي ميگيرم. در حال فكر كردن به اين موضوع هستم كه چقدر رمالي و فالگيري و اعمال خرافه بيش از گذشته ديده ميشود. راننده جلوي داشبورد كارت ويزيتي را گذاشته كه در نوع خود جالب توجه است: «دعانويسي، گشايش كار، بختگشايي، باطل سحر»! از راننده اجازه ميخواهم كارت را بردارم. راننده ميپرسد: اعتقاد داري!؟ بعد سر همان «اعتقاد» بحث مفصلي ميكنيم. ميگويم: هيچ وقت با چشماي بسته دنده عقب رفتي!؟ اين كارام از همون نوعه. دنده عقب با چشماي بسته و با آخرين سرعت به سمت پرتگاه.
منبع:http://www.noqte.com/
هزاران اس ام اس و آف لاین و جوک و سرگرمی های جالب را در کو چه گرد ببینید و همیشه با من باشید.